Monday, May 02, 2005

اهواز شهري كه در زير بار جمعيت در حال خفه شده است :

 

ايران امروز سرزميني است كه زندگي و تمام جنبه هاي مرتبط با آن بدون كيفيت است

در شهر زندگي مي كنيد ولي كيفيت زندگي شهري را حس نمي كنيد

و اين نه منحصر شهر نشيني نيست در تمام جنبه هاي زندگي ما رسوخ پيدا كرده است

 

ديروز بعد از ظهر اهواز بودم . بيشتر از 45 دقيقه طول كشيد تا بالاخره جايي براي  پارك ماشين در يكي ازكوچه هاي فرعي خيابان نادري پيدا كنم بسيار دورتر  از محلي كه كار داشتم  .  تازگي ها نه تنها خيابانها مملو از ماشين شده است پياده روها هم پر از جمعيت است و  جاي سوزن انداختن نيست .

 راستي  اين همه جمعيت و اين همه ماشين در  اين خيابانهاي تنگ چه مي كنند .؟ اين سوالي است كه پاسخ روشني براي آن وجود ندارد .

خيابانها همانهايي هستند كه 30 پيش بودند و تغيرات خيلي اندكي كرده اند  و بجز همان پلي كه بر روي چهارراه نادري زده اند هيچ اتفاق ديگري در طي اين همه سال نيفتاده است تازه ان پل هم مشكلي را حل نكرده است .

البته يك اتفاق خيلي مهم ! افتاده است و ان اينكه شهر اهواز بصورت يك كلان شهر چند ميليوني در آمده است كه پر است از مشكلات بي انتهايي كه بسياري از آنها واقعا قابل حل نيستند و  زندگي را در اين شهر  و آن هم با اين گرماي طاقت فرسا ، بقدري مشكل كرده اند كه واقعا  اعصاب پولادين مي خواهد .

براي كاري به حوالي گلستان رفتم گشترش شهر اهواز ازتمام جهات و از جمله همين ناحيه بقدري سريع و گسترده است  كه باور كردني نيست . واقعيت اين است كه نه تنها تهران بلكه در تمام استانها اين اتفاق افتاده است كه روستاهاو حتي شهرهاي كوچك از جمعيت خالي شده اند و اين جمعيت به مركز استان سرازير شده است. اين ويروس خطرناكي است كه طي دو يه دهه اخير در جامعه ايراني رسوخ كرده است . و تنها يكي از صدها پي آمد بر هم خوردن نظم  طبقاتي جامعه و جابجايي بسيار تاسف بار و غير قابل جبراني است كه د رلايه هاي مختلف جامعه ايراني رخ داده است و اقعا اين روند تا به كي پيس خواهد رفت در كجاي دنيا اينگونه است كه سرزمين پنهاوري به حال خود رها شده است و مردم در چند نقطه معدود روي هم انباشته شده باشند ؟

همين خوزستان ما با اين همه تنوع آب و هوايي كه دارد اولا مي تواند جمعيتي چندين برابر اين چيزي كه الان دارد در خود جاي دهد و بعد توزيع اين جمعيت بايد به گونه اي منطقي و مفيد به حال مملكت صورت گيرد .

مردم عادي تقصيري ندارند آنها بطور طبيعي بطرف محلهايي مي روند كه امكانات بيشتري داشته باشد . آن كسي مقصر است كه همه امكانات را در تهران و چند شهر بزرگ متمركز كرده است و بقيه نقاط را به حال خود رها كرده است وقتي نقاط محروم و دورافتاده اي در همين خوزستان وجود دارند مثل هنديجان ؛ اين طبيعي است كه مردم از اين شهر ها مهاجرت كنند و به مراكز استان بروند كه كار و امكانت زندگي بيشتري دارد .

...........................................................................م. ت 12 اردبيهشت 1384 ماهشهر