ايمنی شناسی عصبی روانی

 

مقدمه :

متن زير در مورد يكي از شاخه هاي جديدي است كه در علم پزشكي اخيرا بوجود آمده است و آن را ايمني شناسي عصبي رواني مي نامند كه همانگونه كه از نام ان پيداست شخه اي از ايمني شناسي است كه به بررسي اثرات اعصاب و روان بر روي دستگاه ايمني بدن مي پردازد مباحث جالبي است اما با اين جزئيات و نكات ريزي كه بيان شذده است بنظر من درك ان حتي براي رشته هاي پيرا پزشكي هم آسان نيست تا چه رسد به رشته هاي علوم انساني و آموزش و پرورش كه اساسا اين موضوعات را از زوايه اي ديگر و بسيار كلي مورد بررسي قرار مي دهند  و به نتايج اين مطالب كار دارند بدون اينكه وارد جزئيات پزشكي شوند به همين جهت  انتظار ترجمه اين متن توسط يك فرد كه اطلاع چنداني از پزشكي ندارد كاملا بي مورداست و علت ارائه اينگونه منابع به دانشجويان علوم انساني  بي مورد است .

 

 

... بعد از خوب  گريه كردن  وضع  بهتر مي شود . آندورفين ؛ ماده اي شيمايي است كه عملكردي  مانند مورفين دارد كه بطور طبيعي در مغز ما و رد پاسخ به تحريكاتي دردناك نوليد مي وشد . در مجموع بيش از 30 هورمون به هنگام وارد شدن تنش هاي عصبي ، در بدن ترشح مي شوند .

سيستم ايمني بدن :

يكي  از مهيج تريم زمينه هايي كه طي ساليان اخير در ارتباط با سيستم ايمني بدن مورد تحقيق و پژوهش قرار گرفته است رابطه اي است كه بين تنش هاي عصبي ( استرس) و عملكرد دستگاه ايمني بدن وجود دارد . و همين موضوع بوده است كه باعث پديد امدن شاخه اي جديد با نام : ايمني شناسي عصبي رواني PSYCHONEURIMMUNOLOGYاست  . كه به بررسي نقش سيستم عصبي در تنظيم پاسخ هاي ايمني بدن در برابر حمله ويروس ها و باكتريها مي پردازد

سيستم ايمني بدن ما متشكل از سلولهايي است كه رد مغز استخوان و و ساير ارگان هاي بدن ما مانند : جگر و طحال و غده هايي نظير : تيموس و غدد لنفاوي ساخته مي شوند

اين سلولها بوجود آورنده يك سيستم عصبي مايع هستند كه ازجنبه شيميايي  ، سلولهاي  بيگانه را شناسايي كرده  و انها را نابود مي كند و با استفاده از اين ورش است كه سيستم ايمني بدن قادرند كه ساختار خود را تغيير داده و به گونه اي عمل كنند كه از پس مقابله با اين سلولهاي خارجي و بيگانه بر آيند .

بدن ما تا حد زيادي براي مقابله با حيواناتي از قبيل : شيرها ، ببرها و خرس ها  تطابق پيدا كرده است و با ترشحاتي كه در بدن امان صورت از پس فرار يا مقابله با اين دشمنان برآئيم . و سپس بدن امان  در يك مرحله آرامش بسر مي برد تا زمانيكه دوباره  در معرض يك چنين تهاجم هايي قرار بگيرد .

اما امروزه ديگر از ان حيوانت وحشي  خبري نيست و جاي  آنهار چيزهايي ديگري گرفته است . بجاي مقابله با شير امروزه ما بايد با مشكل عبور و مرور در بزرگراهها و تراك زندگي شهري مقابله نمائيم . جاي ببرها را شركت ها و موسسات مالي  ، ماليات و رعايت قوانين گرفته است . و بجاي مقابله با خرس ، اين روزها بايد با تورم و ركود اقتصادي حاكم بر جامعه مبارزه نمائيم .

امروزه تمامي مكانها  به روي ما باز است اما با دشمني مواجه هستيم كه بر خلاف آن دشمنان گذشته  ، ظاهرا محسوس نيستند بلكه چون اشباحي مي مانند كه فرار كردن از دست  آنها دشوار و غير ممكن  بنظر مي رسد . تا چه رسد كه بخواهيم با آنها مقابله هم كنيم . ما چگونه بايد با يان حقيقت مواجه شويم ؟ الان وضعيت زندگي ما و مقاتبله اي كه با دشمنان خارجي داريم به مراتب خسته كننده تر از مبارزه اي است كه پيشينيان ما داشته اند .

 مثلا ترس بزرگي كه در بسياري از آمريكائيان وجود دارد اين است كه براي صحبت رد ميان يك جمع بزرگ  از افراد غريبه فرا خوانده شوند در واقع شكل جديد مقابله با شير ، اكنون به اين صورت در آمده است . خودتان را در موقعيت زير تصور كنيد :

بر وي يك سكو ايستا ده ايد و يادداشتي را در دست دارد و بعد از معرفي شما هم صداي كف زدن و هلهله مردم را نمي شنويد . نمي دانيد بايد چكار كنيد آيا به حضار نگاه كنيد يا اينكه  نگاهي به يادداشتهاي خودتان بيندازيد  . واقعا چه طغياني در شما بوجود آمده است كه شعور و آگاهي اتان را دچار اشكال كرده است ؟ سكوت كردن يا پچ پچ  كردن جمعي كه در برابر آنها سخنراني مي كنيد هر دو مي تو.اند براي شما نگران كننده باشد . دستهاي شما سرد شده و عرق كرده است و ساق  پاهايتان دچار لرزش شده است و همه اينها باعث مي شوند كه كاغذي كه در دستان شما قرار دارد شروع به لرزيدن كند و به ناگهان احساس مي كنيد كه نياز داريد به دستشويي برويد !

همينطور كه در مقابل جمع ايستاده ايد و خودتان را براي سخنراني  آماده مي كنيد حس مي كيند چيزي در گلويتان گير كرده است و دهانتان خشك شده است ، نفس هايتان به شماره افتاده است و برايتان امكان ندارد كه يك كلمه را هم بيان كنيد .صداي تالاپ تالاپ قلب اتان را مي شنويد . سرتان سنگين شده است و احساس سوزش و رد معده اتان مي كنيد .

احساس مي كيند كه رنگ از رويتان پريده است و هوش و حواس خود را از دست داده ايد ...

 

 در اين حالت بنظر مي رسد كه عواطف شما قادر نيستند كه به شما كمك كنند اما شما بايد موقعيت خود را درك كنيد شما در يك محيط تصنعي قرار گرفته ايد و در گير وضعيت تنش زايي شده ايد كه  مناسب فرار يا مقابله است و هيچ گونه سنخيتي با وضعيت فعلي اتان ندارد . اما مغز و امعائ و احشاء شما همگي براي مقابله با اين وضعيت آمادگي پيدا كرده اند و از جنبه مقابله فيزيكي با مشكلات ، تمامي اين نشانه ها و علائم نه تنها مضر نيستند بلكه مفيد هم هستند .

عرق كردن باعث خنك شدن بدن مي شود و دستي كه عرق كرده است بهتر مي تواند چنگ بزند . حتي سرد شدن دستها و لارش پاها باعث مي شود مقدار زيادتري خون  بطرف اعضاي حياتي بدن از قبيل مغز و قلب و عضلات بزرگ سرازير شود .

بعضي از عضلات بدن منقبض شده و بعضي شل و منبسط مي شوند و تنفس شما كارآمد تر مي گردد. خون از اعضاي داخلي مانند دستگاه هاضمه و دستگاه تناسلي منحرف مي شود . چون در اين حالت لازم نيست كه انرژي خود را تلف نمائيد و بايد آن را براي مقابله بكار ببريد در اين حالت است كه احساس مي كنيد گلويتان گرفته است دهانتان خشك شده و حالت تهوع داريد . در اين حالت نبايد بار اضافي با خود حمل كنيد به همين دليل است

كه به هنگام مواجه با شرايط تنش زا ، بطور اتوماتيك  ،  محتويات مثانه و روده تخليه مي شوند و شما نياز به رفتن به توالت را احساس مي كنيد ( تا بدن سبك تر شو.د ) . حتي  بروز حالت ضعف و سستي در شعور و آگاهي مي تواند باعث شود كه حساسيت مغز نسبت به جراحات و صدمات وارده به بدن كم شود و شخص راحت تر بتواند درد را تحمل كند . چون درك و احساس درد كمتر شده است .

تغييرات نامحسوس فراون ديگري هم ممكن است صورت گيرد . مثلا طحال شما توليد رشته هايي را كه كمك به لخته شدن خون مي كنند را افزايش دهد ، ميزان چربي در جريان خون شما افزايش مي يابد تا انرژي مورد نياز را فراهم نمايد و كبد شما شروع به آزاد سازي گليكوژن مي كند تا بتواند انرژي مورد نياز بدن را عرضه نمايد .  اين بسيج عظيمي را كه ردروند سوخت و ساز بدن و تغيير جهت كارهاي آن صورت مي گيرد و همه آنها هم غير ارداي و اتوماتيك است را : كاتابوليسم مي نامند .

لازم نيست شما ميزان ضربان قلب اتان را بالا ببريد و يا تنفس خودتان را تند تر كنيد . اما متاسفاه هيچيك از اين تغييرات بوجود امده نمي تواند به هنگام سخنراني كردن ، مشكلي را از شما رفع نمايد . اين در واقع هزينه اي است كه ما بخاطر بيرون امدن از غار بايد بپردازيم ! (زندگي غارنشيني  گذشتگان و زندگي مدرن شهري در حال حاضر )

 

تنش هاي رواني طولاني مدت :

خشك شدن دهان و ساير علائم ناشي از مقابله با استرس ، همه آن بهايي نيست كه ما بايد براي زندگي شهري بپردازيم . مشكلاتي ديگري هم وجود دارد از جمله اينكه نياكان ما بعد از اينكه با خطرات مقابله مي كردند يك دوره  آرامش و استراحت را هم سپري مي كردند و اين آرامش و استراحت به آنها اين امكان را مي داد كه ميزان اكيسژن درايفتي به بدن كمتر شده و دي اكيد كربن توليدي هم كم شود . ضربان قلب كاهش پيدا كند و تنفس آرام شود و تركيب شيميايي خون هم تغيير كند و همه اين تغييرات ، اثر مثبتي را بروي مغز و ساير قسمتهاي بدن از خود بر جاي مي گذاشت . در آن زمان وجود تنش عصبي  براي حفظ و بقاي انسان ضرورت داشت و در برابر آن هم پاسخ هاي زمان آرامش باعث مي شد تا اثرات آن اتنش ها جبران شده و توازني از اين جهت در بدن برقرار شود .

ولي در زمان حاضر وقتي ما از سخنراني در برابر عده اي غريبه صحبت به ميان مي آوريم اينها عوامل تنش زايي هستند كه ما نمي توانيم از

آنها فرار كنيم يا با آنها بجنگيم حتي اگر بدن ما بهترين روش مقابله با آنها را هم فراهم اورده باشد .و به همين جهت است كه ما قادر نيستيم بطو.ر كامل و مستقيما اين انرژي بوجود آمده در درون امان را تخليه نمائيم . و به همين جهت هم رسيدن به آن آرامش عميق و كاملي هم كه بعد از تخليه انرژي پيش مي آيد دست پيدا نمي كنيم . از اين رو ست كه تنش و استرس در وجود ما به شكل انقباضات عضلاني و ترشحات غده اي و تخليه هاي عصبي باقي مي ماند و ما اين حالت ها را به شكل : اضطراب ، عصبانيت ؛ و يا افسردگي احساس مي كنيم .

استرس در چه مواقعي زيان آور است ؟

استرس هنگامي زيان آور است كه پاسخ هايي كه بدن ما به آن مي دهد به شكل عصبي باشد و يا برگشت داده شود و سبب تحريك و بوجود آمدن اثرات متضاد شود .همين مسائل است كه مي تواند جلوي رشد و نمو ما را بگيرد و نگذارد ما دوران رشد و بالندگي خود را مانند ساير حيوانات پشت سر بگذاريم . همين احساسات نامطلوب و رفتارهاي بي فايده اي كه داريم در واقع بهايي است كه براي قرار گرفتن در زندگي شهري داريم پرداخت مي كنيم . اما كل هزينه اي كه بايد بابت اين امر بپردازيم به مراتب بيشتر است . اين همان چيزي است كه : هانس سيلي از ان بعنوان بيماري تطابق از آن ياد مي كند . ما در واقع توسط سيستم ايمني بدن امان مورد حمله و تهاجم قرار مي گيريم .

 در زمان هاي باستان ...

 

.......

 

بخشهاي كه با دست نوشته شده است ....

 

.....

 

 

 

شما در اين مورد چه فكر مي كنيد ؟

زماني اعتقاد بر اين بود كه سيستم ايمني بدن بطور مستقل از قسمتهاي ديگر آن كار مي كند . و از بخش هاي ديگر فيزيولوژيكي بدن مجزا است . ولي اكنون ما مي دانيم كه سيستم اعصاب اتونوميك داراي رشته هايي است كه با گره هاي لنفاوي  در ارتباط هستند و همينيافته ها مي تواند نشان دهد كه سيستم ايمني بدن تحت تاثير ساختارهايي چند كاره قرار دارد و مي توانند از طريق استرس سيستم ايمني بدن را زير تاثير خود بگيرند .

هورمونهايي كه خواصي شبيه به ترياك دارند و از نوع پپتيد ها هستند در بدن و.جود دارند كه باعث مي شوند احساس درد در بدن را تسكين دهند و با اثرات محدود كننده اي كه بر روي سيستم ايمني بدن دارند واكنش هاي سيستم ايمني بدن را در برابر عوامل درد زا آرامتر و ملايم تر نمايند .

با كاهش سلولهاي كمكي و افزايش سلولهاي سركوبگر مي توان سيستم ايمني بدن را تقويت كرده و و به اين ترتيب امكاني را فراهم آوريم كه به هنگام بروز جراحت ، اين سيستم  ، بدن ما را مورد هجوم خودش قرار ندهد .

امروزه ما همگي با بيماري ايدز و خطرات ناشي از آن اگاه هستيم . ايدز چيزي نيست جز سركوب سيستم ايمني بدن كه از طريق رشته هاي مختلف ويروس HIV صورت مي گيرد آنچه ما هم اكنون مي دانيم اين است كه بعضي از انواع استرس مي توانند باعث شوند تا موادي شبيه ويروس ايدز كه باعث سركوب سيستم ايمني بدن مي شوند توليد گردند و به اين طريق بدن بطور موقت مستعد ابتلاء به انواع آلرژي و عفونت و حتي سرطان گردد .

در تحقيقي كه بر روي عده اي از دانشجويان صورت گرفته است نشان داده شده است كه آنهايي كه تحت استرس قرار داشته اند براي ابتلاء به عفونت ، خيلي مستعد تر از آنهايي بوده اند كه فشار عصبي را تجربه نكرده بودند

درطي اين ازمايش دوره هايي از فشارهاي رواني درسي بر روي دانشوجويان مورد بررسي قرار گرفت و نشان داده شد كه ميزان ايمونو گلوبولين موجود در بزاق اين دانشجويان كمتر از حد معمول است و همين امر باعث شده است كه آنها مستعد ابتلاء به بيماريها و عفونت هاي  تنفسي شوند .

اين ايده كه بعضي از دغدغه هاي ذهني مانند نگراني در مورد امتحانات مي تواند توانايي افراد در مقابله با بيماريهاي دچار اختلال مي شود اين يافته هنگامي مشخص شد كه در كساني كه  بخشي از كورتكس قسمت چپ مغزشان  از طريق جراحي برداشته شده بود و به همين جهت فعاليت سلولهاي T و سلولهاي  كشنده سيستم ايمني بدن انمها كاهش يافته بود اين اختلال بوجود آمد . استرس قادر است كه واكنش هاي ايمني مغز را كه بطور طبيعي صورت مي گيرد عوض كرده و  دچار اختلال نمايد .

 

 

 

 

متن زير در مورد يكي از شاخه هاي جديدي است كه در علم پزشكي اخيرا بوجود آمده است و آن را ايمني شناسي عصبي رواني مي نامند كه همانگونه كه از نام ان پيداست شخه اي از ايمني شناسي است كه به بررسي اثرات اعصاب و روان بر روي دستگاه ايمني بدن مي پردازد مباحث جالبي است اما با اين جزئيات و نكات ريزي كه بيان شذده است بنظر من درك ان حتي براي رشته هاي پيرا پزشكي هم آسان نيست تا چه رسد به رشته هاي علوم انساني و آموزش و پرورش كه اساسا اين موضوعات را از زوايه اي ديگر و بسيار كلي مورد بررسي قرار مي دهند  و به نتايج اين مطالب كار دارند بدون اينكه وارد جزئيات پزشكي شوند به همين جهت  انتظار ترجمه اين متن توسط يك فرد كه اطلاع چنداني از پزشكي ندارد كاملا بي مورداست و علت ارائه اينگونه منابع به دانشجويان علوم انساني  بي مورد است .

 

 

... بعد از خوب  گريه كردن  وضع  بهتر مي شود . آندورفين ؛ ماده اي شيمايي است كه عملكردي  مانند مورفين دارد كه بطور طبيعي در مغز ما و رد پاسخ به تحريكاتي دردناك نوليد مي وشد . در مجموع بيش از 30 هورمون به هنگام وارد شدن تنش هاي عصبي ، در بدن ترشح مي شوند .

سيستم ايمني بدن :

يكي  از مهيج تريم زمينه هايي كه طي ساليان اخير در ارتباط با سيستم ايمني بدن مورد تحقيق و پژوهش قرار گرفته است رابطه اي است كه بين تنش هاي عصبي ( استرس) و عملكرد دستگاه ايمني بدن وجود دارد . و همين موضوع بوده است كه باعث پديد امدن شاخه اي جديد با نام : ايمني شناسي عصبي رواني PSYCHONEURIMMUNOLOGYاست  . كه به بررسي نقش سيستم عصبي در تنظيم پاسخ هاي ايمني بدن در برابر حمله ويروس ها و باكتريها مي پردازد

سيستم ايمني بدن ما متشكل از سلولهايي است كه رد مغز استخوان و و ساير ارگان هاي بدن ما مانند : جگر و طحال و غده هايي نظير : تيموس و غدد لنفاوي ساخته مي شوند

اين سلولها بوجود آورنده يك سيستم عصبي مايع هستند كه ازجنبه شيميايي  ، سلولهاي  بيگانه را شناسايي كرده  و انها را نابود مي كند و با استفاده از اين ورش است كه سيستم ايمني بدن قادرند كه ساختار خود را تغيير داده و به گونه اي عمل كنند كه از پس مقابله با اين سلولهاي خارجي و بيگانه بر آيند .

بدن ما تا حد زيادي براي مقابله با حيواناتي از قبيل : شيرها ، ببرها و خرس ها  تطابق پيدا كرده است و با ترشحاتي كه در بدن امان صورت از پس فرار يا مقابله با اين دشمنان برآئيم . و سپس بدن امان  در يك مرحله آرامش بسر مي برد تا زمانيكه دوباره  در معرض يك چنين تهاجم هايي قرار بگيرد .

اما امروزه ديگر از ان حيوانت وحشي  خبري نيست و جاي  آنهار چيزهايي ديگري گرفته است . بجاي مقابله با شير امروزه ما بايد با مشكل عبور و مرور در بزرگراهها و تراك زندگي شهري مقابله نمائيم . جاي ببرها را شركت ها و موسسات مالي  ، ماليات و رعايت قوانين گرفته است . و بجاي مقابله با خرس ، اين روزها بايد با تورم و ركود اقتصادي حاكم بر جامعه مبارزه نمائيم .

امروزه تمامي مكانها  به روي ما باز است اما با دشمني مواجه هستيم كه بر خلاف آن دشمنان گذشته  ، ظاهرا محسوس نيستند بلكه چون اشباحي مي مانند كه فرار كردن از دست  آنها دشوار و غير ممكن  بنظر مي رسد . تا چه رسد كه بخواهيم با آنها مقابله هم كنيم . ما چگونه بايد با يان حقيقت مواجه شويم ؟ الان وضعيت زندگي ما و مقاتبله اي كه با دشمنان خارجي داريم به مراتب خسته كننده تر از مبارزه اي است كه پيشينيان ما داشته اند .

 مثلا ترس بزرگي كه در بسياري از آمريكائيان وجود دارد اين است كه براي صحبت رد ميان يك جمع بزرگ  از افراد غريبه فرا خوانده شوند در واقع شكل جديد مقابله با شير ، اكنون به اين صورت در آمده است . خودتان را در موقعيت زير تصور كنيد :

بر وي يك سكو ايستا ده ايد و يادداشتي را در دست دارد و بعد از معرفي شما هم صداي كف زدن و هلهله مردم را نمي شنويد . نمي دانيد بايد چكار كنيد آيا به حضار نگاه كنيد يا اينكه  نگاهي به يادداشتهاي خودتان بيندازيد  . واقعا چه طغياني در شما بوجود آمده است كه شعور و آگاهي اتان را دچار اشكال كرده است ؟ سكوت كردن يا پچ پچ  كردن جمعي كه در برابر آنها سخنراني مي كنيد هر دو مي تو.اند براي شما نگران كننده باشد . دستهاي شما سرد شده و عرق كرده است و ساق  پاهايتان دچار لرزش شده است و همه اينها باعث مي شوند كه كاغذي كه در دستان شما قرار دارد شروع به لرزيدن كند و به ناگهان احساس مي كنيد كه نياز داريد به دستشويي برويد !

همينطور كه در مقابل جمع ايستاده ايد و خودتان را براي سخنراني  آماده مي كنيد حس مي كيند چيزي در گلويتان گير كرده است و دهانتان خشك شده است ، نفس هايتان به شماره افتاده است و برايتان امكان ندارد كه يك كلمه را هم بيان كنيد .صداي تالاپ تالاپ قلب اتان را مي شنويد . سرتان سنگين شده است و احساس سوزش و رد معده اتان مي كنيد .

احساس مي كيند كه رنگ از رويتان پريده است و هوش و حواس خود را از دست داده ايد ...

 

 در اين حالت بنظر مي رسد كه عواطف شما قادر نيستند كه به شما كمك كنند اما شما بايد موقعيت خود را درك كنيد شما در يك محيط تصنعي قرار گرفته ايد و در گير وضعيت تنش زايي شده ايد كه  مناسب فرار يا مقابله است و هيچ گونه سنخيتي با وضعيت فعلي اتان ندارد . اما مغز و امعائ و احشاء شما همگي براي مقابله با اين وضعيت آمادگي پيدا كرده اند و از جنبه مقابله فيزيكي با مشكلات ، تمامي اين نشانه ها و علائم نه تنها مضر نيستند بلكه مفيد هم هستند .

عرق كردن باعث خنك شدن بدن مي شود و دستي كه عرق كرده است بهتر مي تواند چنگ بزند . حتي سرد شدن دستها و لارش پاها باعث مي شود مقدار زيادتري خون  بطرف اعضاي حياتي بدن از قبيل مغز و قلب و عضلات بزرگ سرازير شود .

بعضي از عضلات بدن منقبض شده و بعضي شل و منبسط مي شوند و تنفس شما كارآمد تر مي گردد. خون از اعضاي داخلي مانند دستگاه هاضمه و دستگاه تناسلي منحرف مي شود . چون در اين حالت لازم نيست كه انرژي خود را تلف نمائيد و بايد آن را براي مقابله بكار ببريد در اين حالت است كه احساس مي كنيد گلويتان گرفته است دهانتان خشك شده و حالت تهوع داريد . در اين حالت نبايد بار اضافي با خود حمل كنيد به همين دليل است

كه به هنگام مواجه با شرايط تنش زا ، بطور اتوماتيك  ،  محتويات مثانه و روده تخليه مي شوند و شما نياز به رفتن به توالت را احساس مي كنيد ( تا بدن سبك تر شو.د ) . حتي  بروز حالت ضعف و سستي در شعور و آگاهي مي تواند باعث شود كه حساسيت مغز نسبت به جراحات و صدمات وارده به بدن كم شود و شخص راحت تر بتواند درد را تحمل كند . چون درك و احساس درد كمتر شده است .

تغييرات نامحسوس فراون ديگري هم ممكن است صورت گيرد . مثلا طحال شما توليد رشته هايي را كه كمك به لخته شدن خون مي كنند را افزايش دهد ، ميزان چربي در جريان خون شما افزايش مي يابد تا انرژي مورد نياز را فراهم نمايد و كبد شما شروع به آزاد سازي گليكوژن مي كند تا بتواند انرژي مورد نياز بدن را عرضه نمايد .  اين بسيج عظيمي را كه ردروند سوخت و ساز بدن و تغيير جهت كارهاي آن صورت مي گيرد و همه آنها هم غير ارداي و اتوماتيك است را : كاتابوليسم مي نامند .

لازم نيست شما ميزان ضربان قلب اتان را بالا ببريد و يا تنفس خودتان را تند تر كنيد . اما متاسفاه هيچيك از اين تغييرات بوجود امده نمي تواند به هنگام سخنراني كردن ، مشكلي را از شما رفع نمايد . اين در واقع هزينه اي است كه ما بخاطر بيرون امدن از غار بايد بپردازيم ! (زندگي غارنشيني  گذشتگان و زندگي مدرن شهري در حال حاضر )

 

تنش هاي رواني طولاني مدت :

خشك شدن دهان و ساير علائم ناشي از مقابله با استرس ، همه آن بهايي نيست كه ما بايد براي زندگي شهري بپردازيم . مشكلاتي ديگري هم وجود دارد از جمله اينكه نياكان ما بعد از اينكه با خطرات مقابله مي كردند يك دوره  آرامش و استراحت را هم سپري مي كردند و اين آرامش و استراحت به آنها اين امكان را مي داد كه ميزان اكيسژن درايفتي به بدن كمتر شده و دي اكيد كربن توليدي هم كم شود . ضربان قلب كاهش پيدا كند و تنفس آرام شود و تركيب شيميايي خون هم تغيير كند و همه اين تغييرات ، اثر مثبتي را بروي مغز و ساير قسمتهاي بدن از خود بر جاي مي گذاشت . در آن زمان وجود تنش عصبي  براي حفظ و بقاي انسان ضرورت داشت و در برابر آن هم پاسخ هاي زمان آرامش باعث مي شد تا اثرات آن اتنش ها جبران شده و توازني از اين جهت در بدن برقرار شود .

ولي در زمان حاضر وقتي ما از سخنراني در برابر عده اي غريبه صحبت به ميان مي آوريم اينها عوامل تنش زايي هستند كه ما نمي توانيم از

آنها فرار كنيم يا با آنها بجنگيم حتي اگر بدن ما بهترين روش مقابله با آنها را هم فراهم اورده باشد .و به همين جهت است كه ما قادر نيستيم بطو.ر كامل و مستقيما اين انرژي بوجود آمده در درون امان را تخليه نمائيم . و به همين جهت هم رسيدن به آن آرامش عميق و كاملي هم كه بعد از تخليه انرژي پيش مي آيد دست پيدا نمي كنيم . از اين رو ست كه تنش و استرس در وجود ما به شكل انقباضات عضلاني و ترشحات غده اي و تخليه هاي عصبي باقي مي ماند و ما اين حالت ها را به شكل : اضطراب ، عصبانيت ؛ و يا افسردگي احساس مي كنيم .

استرس در چه مواقعي زيان آور است ؟

استرس هنگامي زيان آور است كه پاسخ هايي كه بدن ما به آن مي دهد به شكل عصبي باشد و يا برگشت داده شود و سبب تحريك و بوجود آمدن اثرات متضاد شود .همين مسائل است كه مي تواند جلوي رشد و نمو ما را بگيرد و نگذارد ما دوران رشد و بالندگي خود را مانند ساير حيوانات پشت سر بگذاريم . همين احساسات نامطلوب و رفتارهاي بي فايده اي كه داريم در واقع بهايي است كه براي قرار گرفتن در زندگي شهري داريم پرداخت مي كنيم . اما كل هزينه اي كه بايد بابت اين امر بپردازيم به مراتب بيشتر است . اين همان چيزي است كه : هانس سيلي از ان بعنوان بيماري تطابق از آن ياد مي كند . ما در واقع توسط سيستم ايمني بدن امان مورد حمله و تهاجم قرار مي گيريم .

 در زمان هاي باستان ...

 

.......

 

بخشهاي كه با دست نوشته شده است ....

 

.....

 

 

 

شما در اين مورد چه فكر مي كنيد ؟

زماني اعتقاد بر اين بود كه سيستم ايمني بدن بطور مستقل از قسمتهاي ديگر آن كار مي كند . و از بخش هاي ديگر فيزيولوژيكي بدن مجزا است . ولي اكنون ما مي دانيم كه سيستم اعصاب اتونوميك داراي رشته هايي است كه با گره هاي لنفاوي  در ارتباط هستند و همينيافته ها مي تواند نشان دهد كه سيستم ايمني بدن تحت تاثير ساختارهايي چند كاره قرار دارد و مي توانند از طريق استرس سيستم ايمني بدن را زير تاثير خود بگيرند .

هورمونهايي كه خواصي شبيه به ترياك دارند و از نوع پپتيد ها هستند در بدن و.جود دارند كه باعث مي شوند احساس درد در بدن را تسكين دهند و با اثرات محدود كننده اي كه بر روي سيستم ايمني بدن دارند واكنش هاي سيستم ايمني بدن را در برابر عوامل درد زا آرامتر و ملايم تر نمايند .

با كاهش سلولهاي كمكي و افزايش سلولهاي سركوبگر مي توان سيستم ايمني بدن را تقويت كرده و و به اين ترتيب امكاني را فراهم آوريم كه به هنگام بروز جراحت ، اين سيستم  ، بدن ما را مورد هجوم خودش قرار ندهد .

امروزه ما همگي با بيماري ايدز و خطرات ناشي از آن اگاه هستيم . ايدز چيزي نيست جز سركوب سيستم ايمني بدن كه از طريق رشته هاي مختلف ويروس HIV صورت مي گيرد آنچه ما هم اكنون مي دانيم اين است كه بعضي از انواع استرس مي توانند باعث شوند تا موادي شبيه ويروس ايدز كه باعث سركوب سيستم ايمني بدن مي شوند توليد گردند و به اين طريق بدن بطور موقت مستعد ابتلاء به انواع آلرژي و عفونت و حتي سرطان گردد .

در تحقيقي كه بر روي عده اي از دانشجويان صورت گرفته است نشان داده شده است كه آنهايي كه تحت استرس قرار داشته اند براي ابتلاء به عفونت ، خيلي مستعد تر از آنهايي بوده اند كه فشار عصبي را تجربه نكرده بودند

درطي اين ازمايش دوره هايي از فشارهاي رواني درسي بر روي دانشوجويان مورد بررسي قرار گرفت و نشان داده شد كه ميزان ايمونو گلوبولين موجود در بزاق اين دانشجويان كمتر از حد معمول است و همين امر باعث شده است كه آنها مستعد ابتلاء به بيماريها و عفونت هاي  تنفسي شوند .

اين ايده كه بعضي از دغدغه هاي ذهني مانند نگراني در مورد امتحانات مي تواند توانايي افراد در مقابله با بيماريهاي دچار اختلال مي شود اين يافته هنگامي مشخص شد كه در كساني كه  بخشي از كورتكس قسمت چپ مغزشان  از طريق جراحي برداشته شده بود و به همين جهت فعاليت سلولهاي T و سلولهاي  كشنده سيستم ايمني بدن انمها كاهش يافته بود اين اختلال بوجود آمد . استرس قادر است كه واكنش هاي ايمني مغز را كه بطور طبيعي صورت مي گيرد عوض كرده و  دچار اختلال نمايد .

 

 ............................. مقدمه و ترجمه از محمد توكلی ۲۶ ابانماه ۱۳۸۴ ممكو