Sunday, October 15, 2006

فوائد تدریس :

مقدمه :

تدریس فوائد زیادی دارد چیزهایی که من در اینجا  آورده ام حاصل یافته ای خودم است اینکه تا چه حد درست باشند و با حقیقت جور در بیایند موضوعی است که دیگران باید نسبت به آن قضاوت کنند . خلاصه اینکه این چیزی بود که به عقل ناقص ما رسیده است تا به عقل ناقص شما چه برسد !! البته از این شوخی که بگذریم تدریس همواره امری مقدس بوده است در آموزه های دینی و سنتی و نیز در ادبیات ما شواهد فراوانی برای این امر داریم . می گویند تملق گفتن جایز نیست و امری نکوهیده است مگر در مورد یکی برای استاد و دیگری برای پدر و مادر ! یا اینکه : اگز کسی به شما حرفی را از کسی یاد بگیرد بنده او هستید !

 

همه اینها نشان از قداست و اهمیت مقام معلم و استاد و مدرس دارد چون همین استاتید هستند که با روشن کردن اذهان دانش اموزان و دانشجویان و دانش پژوهان باعث می شوند که طرز فکر افراد ارتقاء یابد و بدین ترتیب جامعه ای را از چنگال جهل و نادانی نجات می دهند بشر همواره گرفار جهل و خرافه بوده است و راه بیرون رفت از این چاه مخوف همانا دانش اندوزی و یادگیری علم است و آسان ترین راه آن نشستن درپای درس اساتید است . خودآموزی هم می توان کرد اما این کاری است که خیلی مشکل است خیلی زمان بر و وقت گیر است و گاهی ممکن است شما را به بیراهه ببرد و ضمن اینکه این کار از همه کس ساخته نیست . اما شاگردی کردن راحت ترین راههاست .

 

مدرس هم اگر چه تنها وسیله اش یا لااقل مهم نرین و عمده ترین ابزارش همان زبانش است ولی این سخن گفتن با حرف زدنهای آدمهای معمولی خیلی تفاوت دارد او با پشتوانه علمی که دارد و حاصل سالها تحقیق وتفکرو  مطالعه شاگردی کردن می باشد . کسی که بدون این پشتوانه بخواهد تدریس کند مثل کسی است که بدون پول بخواهد در بازار خرید کند !

 

از این روست که کسی که در باره موضوع مورد تدریس اش آگاهی و اطلاع کامل ندارد و به آن موضوع احاطه پیدا نکرده نباید به خودش اجازه دهد که در مقام استادی و تدریس بر آید . ضمن اینکه من نظر دیگری نیز دارم و آن اینکه شخص علاوه بر این آگاهی باید به آنچه می گوید هم عملا ایمان داشته باشد و آن را آزموده باشد . خودش آنچه را تدریس می کند با دل و جان درک و اجراء کرده باشد استادی داشتیم که تئوری توربین های بخار و گاز را توضیح می داد و چقدر ازنظر تئوری قوی بود و با فرمولهای محاسباتی عجیب و غریب ؛ اما یک اشتباهاتی در حرفهایش بود که خیلی تعجب انگیز بود حدس زدم که تجربه کار عملی در سایت را ندارد از او پرسیدم آیا شما تا بحال تجربه کار با یک توربین گاز یا بخار را داشته اید ؟ گفت : نه فقط یک بازدید کلی از این جور مراکز داشته ام !! مثالی دیگری بزنم تا موضوع روشن تر شود :

مثلا وقتی کسی قرار است  اتو مکانیک درس بدهد و به دیگران بگوید که چگونه به تعمیر خودرو بپردازند باید خودش عملا نیز این کار را انجام داده باشد نه اینکه همان چیزهایی را که در کتابها خوانده و خودش هم از درست بودن و  عملی بودن اشان مطمئن نیست و آن را آزمایش نکرده به بک عده دیگر منتقل کند اینگونه تدریس نتیجه ای ندارد !

و مصداق همان ضرب المثل معروف می شود که می گوید :

آنهائیکه توانایی انجام کاری دارند آن را انجام می دهند و آنهائیکه این توانایی را ندارند آن را تدریس می کنند !!

 که البته این فقط در مورد همان افراد خاص صدق می کند .

 

داشتن دانش و تحصیلات کافی , لازمه و اولین مرحله برای تدریس است اما این به هیچوجه کافی نیست . تدرس قبل از هر چیز یک هنر است متاسفانه خیلی از کسانی که در مقام استادی و معلمی و تدریس نشسته اند از این تجربه بی بهره اند . و همین موضوع است که باعث فراری شدن و منزجر شدن دانش آموزان و دانشجویان از علم و دانش اندوزی و شاگردی می شود .

 

درس معلم ار بود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را!

این واقعیتی است و زمزمه محبت در واقع همان هنر تدریس و شیوه انتقال اطلاعات و دانش و آموخته ها به دیگران است . مدرس باید این هنر را دااشته باشد تا سخت ترین و مشکل ترین موضوعات را به زبانی ساده و شیرین به شاگردان منتقل کند . نه اینکه مفاهیم ساده و معمولی را هم با زبانی ثقیل و خشک به مفاهیمی پیچیده و غیر قابل فهم تبدیل کند و عموم را از بادگیری متنفر نماید .

تجربه شاگردی و پای درس و کلاس استادن نشستن چیزی است که در زندگی من فراوان اتقاق افتاده است و نیز تجربه تدریس و یاد دادن به دیگران را هم کم و بیش  داشته ام . تدریس کردن مزایایی دارد که شاید از دید خیلی ها حتی انهائیکه سالها درس گفته اند پنهان مانده است .

 

 

1-     تدریس باعث روشن شدن نکات ابهام می شود . گاهی موضوعی که درس می دهیم دارای ابهاماتی است که ما از ان بی اطلاع هستیم وقتی آن را به عده ای عرضه می کنیم چون مورد قضاوت و داوری  جمع قرار می گیرد . آنهم جمعی که دارای توانایی ها ی فکری متفوت هستند و هر یک از منظر و دیدگاه خود به موضوع نگاه می کنند .

2-     تدریس به کامل شدن بحث کمک می کند : گاهی اوقات موضوع مورد تدریس سوالاتی را در ذهن شنونده ایجاد می کند که خود مدرس هم به انها توجه ننداشته است و این انگیزه را در مدرس و یا شاگرد ایجاد می کند که دنبال جواتب برود و موضوع را پیدا کند .

3-     پخته شدن مبحث : خیلی از مباحث مادام که در ذهن مدرس هستند هنوز خام و ناکامل هستند تدریس آنها در کلاس خصوصا اگر توام با بحث و نقد آزاد هم باشد باعث پختگی و پروراندن موضوع می شود .

4-     جلوگیری از فراموشی : شما اگر موضوعی را در ذهن داشته باشدی و یا ان از از جایی مطالعه کرده باشید بهترین راه برای اینکه همیشه در ذهن شما باقی بماند این است که آن را برای جکعی تدریس کنید یا برای همکلاسی و دوست خودتان بیان کنید یا اگر کسی را پیدا نکردد در اتاقی تنها بنشینید و برای خودتان تدریس کنید !

5-     توجه مجدد به موضوع : تدریس باشعث می شود موضوعی که در ذهن شما بوده است باردیگر مورد توجه قرار گیرد بسیار اتقاق می افتد که در حین همین  تدریس ذهن شما به موضوعاتی توجه می کند که قبلا به فکرتان خطور نکرده بود . این بارها برای خود من اتفاق افتاده است .

6-     بهره فراوان برای مدرس : بارها تجربه کرده ام که وقتی مطلبی را برای کسی توضیح داده ام خیلی بیشتر از آن چیزی که طرف مقابل بهره ببرد خودم منتفع شده ام

7-     مقامی والا و کاری بیاد ماندنی : در مدتی که مشغول کار بودم افراد زیادی دوران کاراموزی خود را پیش من گذراندند یا به نوعی مطالبی را برای آنها توضیح دادم الان که مدتها از ان زمان می گذرد آن افراد هر یک برای خود جایگاهی دارند و برخی بابت ان کمکها هنوز هم قدردان هستند تدریس کردن و اموزش دیگران باعث می شود که شما نسلی را تربیت کنید که بعدها به مقامات مهمی می رسند و می توانند گرهی از مشکلات جامعه را حل کنند . هدایت یک انسان گاهی باعث می شود که سرنوشت جامعه ای تغییر کند خیلی از مشاغل دستاوردشان یک کالا یا خدمتی است که بعد از مدتی محو می شود اما اموزش کاری است بجاماندنی همانگونه که نوشتن یک کتاب یا اثر هنری اینگونه است .

8-    

 

 

           ............................................................م.ت 21 مهرماه 1385