آئین های شب یلدا در روستاهای زرنان و مسعود آباد *

Friday, December 16, 2016

آئین های شب یلدا در روستاهای زرنان و مسعود آباد *

 

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می‌شود.شب یلدا، شبی که ریشه در فرهنگ کهن ایرانی دارد.

یلدا ریشهٔ سریانی دارد و به معنای ولادت و تولد است. منظور از تولد، ولادت خورشید = مهر=میترا است.

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می دارند.

شب یلدا از گذشته تا به امروز با آداب و رسوم ویژه ای همراه بوده است .

 

شب یلدای ایرانی

غروب آفتاب 30 آذر  یعنی آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب در اول ماه دی که نخستین روز زمستان است شب یلداست و ایرانیان از گذشته های بسیار دور این  شب را جشن می گرفته اند.

 این شب در نیمکره شمالی با دگرگونی زمستانی همراه است و از این شب به بعد طول روز بیش تر و طول شب کوتاه تر می شود تا ابتدای بهار که به ترازمندی بهار می رسیم. «ابوریحان بیرونی» از این جشن با نام میلاد بزرگتر نام برده و منظور از آن را میلاد خورشید دانسته است.

گذشتگان اعتقاد داشتند، که در این شب اهریمن  با فرشته خوبی‌ها = امشاسپندان به جنگ می‌پردازد و در این نبرد طولانی فرشته خوبی‌ها اهریمن را شکست می‌دهد و صبح، پس از زاده شدن دوباره خورشید پیروزی روشنایی بر تاریکی آغاز می شود.

 

در روستاهای زرنان و مسعود آباد هم مثل نقاط دیگر ایران آئین و مراسم ویژه ای برای شب یلدا داشته اند . حقیقت این است که نیاکان خردمند ما از هر بهانه ای برای جشن و شادی استفاده می کردند و نکته قابل تعمق اینکه این جشن ها و مراسم مملو از شادی و نشاط هزینه چندانی هم برای آنها نداشته است .

مثلا در روستای پدربزرگ از همان محصولاتی که در طی تابستان کاشته شده بود و از میوه هایی که از باغهای خودشان بدست می آورند برای چیدن سفره شب یلدا استفاده می کردند .

برخی از اقلام از این سفره به قرار زیر است :

  1. کشمش و مویز و بادام  که از باغهای انگور نصار و برآفتو تهیه می کردند

  2. کدو تنبل که از جالیزهایی که خودشان داشتند تهیه می شد و آن را مدتی زیر آفتاب قرار می دادند تا کاملا زرد رنگ شود سپس در کاهدان نگهداری می کردند که خنک و سالم تا شب یلدا باقی بماند.

  3. گزر (هویج وحشی )  یکی دیگر از اقلام شب یلدا بود که هم بصورت پخته و هم خام مصرف می شده است . گزر رنگ زرد  روشن متمایل به بنفش دارد و مثل هویج فرنگی صورتی نیست. مادرم تعریف می کند که این گزرها را که تابستان برداشت می کردند برای اینکه تازه بماند در زیر خاک نگهداری می کردند و عجیب اینکه بعد از مدتها که آنها را از زیر خاک بیرون می آوردند کاملا تازه و با طراوات بودند.

  4. انگور تازه در شب یلدا ! : انگور از جمله میوه هایی است که وقتی در سردخانه نگهداری می شود تغییر رنگ و مزه می دهد و خوردنش لطف زیادی ندارد . در زمان شاه هم برای داشتن انگور تازه در زمستان از آفریقای جنوبی ( که فصل هایش معکوس است و در آنجا تابستان است ) انگور تازه را با هواپیما وارد می کردند ! که البته این برای مقامات بود نه مردم عادی ...  ولی پدرم تعریف می کند که در روزگار قدیم در تاکستانهایی که داشتند انگور را بدون اینکه از شاخه جدا کنند در کوزه دهانه گشاد قرار داده و زیر خاک پنهان می کردند و به این ترتیب انگور تا شب یلدا تازه می ماند( بدون نیاز به فریزر و واردات از آفریقای جنوبی !)

  5. گندم برشته و شاهدونه : هم گندم و هم شاهدانه جزء محصولاتی بود که در مسعود آباد کاشته می شد و اینها را برشته کرده و  با هم مخلوط می کردند و گاهی هم مقدار کشمش سبز به ان اضافه می کردند و این یکی از بهترین تنقلات شب یلدا بود که هزینه ای هم نداشت . مطمئنا هزاران بار بهتر از پفک و چیپس و دیگر هله هوله های سوغات غربی ها بوده .

 

کرسی چند منظوره !

در دوران قدیم در اغلب روستاها و حتی شهرها و از جمله روستای مسعود و زرنان برای گرم کردن خودشان از کرسی استفاده می کردند که میز مربعی شکلی است که در زیر آن منقلی از هیزم  یا ذعال گداخته قرار می دهند و روی آن لحاف بزرگی پهن می کردند و افراد در دور این کرسی می نشستند و این کرسی کاربردهای چندگانه ای داشت : علاوه بر اینکه تا سینه زیر آن قرارمی گرفتند روی کرسی هم بعنوان میزی برای خوردن غذا و نوشیدن چای مورد استفاده قرار می گرفت و از جمله برای گستردن همین سفره شب یلدا ...

قدیمی ها خاطرات فراوانی از جمع شدن زیر کرسی دارند . محفلی گرم برای گذران شبهای طولانی زمستان ...

 از آیین‌های ویژه یلدا، گردهمایی  بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده‌ که  در شب‌های چله همایشی صمیمی دور کرسی چوبی درست می کردند  و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند.

 زنان و دختران روستایی در شب‌های چله به اصطلاح سوروسات  غذا و تنقلات ویژه این شب را فراهم می کردند. این تنقلات را در سینی های بزرگی که مجمعه نامیده می شد قرار می دادند و آن را روی سفره کرسی قرار می دادند .

انواع میوه و تنقلات به ویژه سیب، گندم بوداده با شاه دانه، انواع  تخمه ها و بویژه تخم کدو و آفتابگردان که خودشان کاشته بودند و نیزنخودچی کشمش و  بادام در این مجمعه قرار داشت .

شب چره :

در شب یلدا و شبهای سرد زمستان بعد از صرف شام ؛ نوبت به شب چره می رسید که خوردن همین تنقلاتی است که شب یلدا نمونه ای از آن بوده است .

در این میان بزرگترها و به اصطلاح ریش سفیدان خانواده  در این شب علاوه بر خواندن برخی از اشعار محلی به بیان خاطره های شیرین گذشته و داستان‌ها و افسانه های کهن ایران زمین و شاهنامه خوانی و ... سوژه هایی بود که در این شب ها به آن پرداخته می شد. آنطور که تعریف می کنند در خانه پدر بزرگ قصه های کتاب فلک ناز را می خواندند و این مربوط به خانواده هایی بود که افراد با سوادی درمیان خودشان داشتند که بتوانند این کتابها را بخوانند.

آنهائیکه در سطح نازلتری بودند بازیهای ویژه ای داشتند که انجام می دادند. اغلب این رسوم تا چند دهه پیش وجود داشتند و در همین سالهای اخیر که روستاها خالی از سکنه شدند و اهالی ده همگی به سوی شهرها روان شدند ادامه داشت . ( هر چند هنوز هم کم و بیش در برخی روستاهای سنتی ایران همچنان ادامه دارد ولی رنگ و بوی دیگری گرفته است.)

شب مورد علاقه کودکان:

این شب ها مورد علاقه کودکان و نوجوانان بود و این بود که در آن زمان که نه تبلتی بود و نه موبایل و این بازیهای مزخرف کامپیوتری و اینترنتی برای آمدن این شب لحظه شماری میکردند و علتش هم این بود که روستائیان به همراه فرزندانشان از ابتدای بهار تا ابتدای پائیز مشغول کار بودندو این دوره زمان استراحت آنها و اینکه در روستا ها تفریح و سرگرمی هایی که در شهرها وجود دارند نبود

رمز خوراکی‌های شب یلدا

شب یلدا علاوه بر دور هم‌نشینی و مرور خاطرات خوش گذشته ... شب خوردن غذاها و تنقلاتی هم بوده که در جهت تامین سلامت افراد بسیارموثر بوده است .

در ایران باستان در دی ماه چهار جشن  وجود داشته است که شامل روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست وسوم این ماه بود.

ولی درحال حاضر آن سه چشن دیگر به فراموشی سپرده شده اند و تنها یک جشن یعنی همان ابتدای دی ماه ( شب یلدا ) را برگزار می کنند . طولانی ترین شب سال که پایان قوس و آغاز جدی است.

میوه های سفره یلدا :

  1. کدو تنبل : ناگفته پیداست که در شب چله و شروع زمستانهای سوزناک مسعود آباد ؛ خوردن کدویی که در تنور پخته شده است تا چه می تواند لذت بخش باشد به همین جهت یکی از ارکان سفره شب یلدا در روستای پدر بزرگ همین کدو تنبل بوده است.

  2. هندوانه : البته کاشت هندوانه در روستای پدربزرگ چندان معمول نبوده و هندوانه هایی هم که می کاشتند گرد و سبز و با رهراه تیره بود و برخی خانواده که رفاه بیشتری داشتند آن را تهیه می کردند. اما این هندوانه نشانه گرمای تابستان و حرارت آن است  باور بر این بوده که  اگر مقداری هندوانه در شب یلدا بخورند در سراسر زمستان طولانی دچار  سرما خوردگی  و بیماری نمی شوند و این چندان هم دور از واقعیت نبوده چون هندوانه سرشار از ویتامین c و آنتی اکسیدانت است .

  3. انار این میوه اگر چه محصول نواخی گرمسیری است ولی بصورت نمادی از شب یلدا در آمده است میوه ای بسیار زیبا با دانه های یاقوتی که بدن را در برابر سرما مقاوم می کند.

 

آجیل شب یلدا :

آجیل ویژه ای نبوده و از  پسته، بادام، گردو، فندق و میوه های خشک مثل کشمش و برگه زرد آلو و نظائر آن تشکیل شده بود . نکته قابل توجه این است که محتوای این آجیل بستگی به محصولاتی که خود افراد می کاشتند یا اقلامی که در شهرشان موجود بود می شد .

و چقدر مصرف آجیل برای بدن مفید است چون هم مواد مغذی ( ویتامین و املاح)  زیادی دارد و هم حاوی  فیبرزیادی است که  درمان یبوست است و از  چاقی، انواع سرطان‌ها از جمله سرطان معده و روده جلوگیری می کند .

 

عمده ترین ویژگی شب یلدا دورهمی اعضای خانواده بوده که باعث  افزایش صمیمیت و محبت در در بین اعضای خانواده می شد و خانواده هایی هم که احیاناً اختلافاتی با هم داشتند در این شب  کدورتها را دور ریخته و با هم آشتی می کردند و این انرژی مثبتی را در ذهن و روان انسان ایجاد می کند تا این  طولانی ترین شب سال بهانه ای باشد برای نزدیک شدن قلبها به یکدیگر .

کلمات کلیدی :

  • مهر=میترا

  • ابوریحان بیرونی

  • گزر (هویج وحشی ) 

  • مجمعه

  • فلک ناز

 

......................محمد توکلی جمعه  24 آذرماه 1396 – ممکو

*این دو روستا در فاصله 4 کیلومتری از یکدیگر و حدود 10 کیلومتر ازشهرکوچک  ازنا( در 60 کیلومتری جنوب اراک )  قرار دارند .

/ 0 نظر / 42 بازدید