شوق رسیدن به معشوق و دلتنگ شدن

 

سلام آقای استرانبرگ *

قصه ی عشق همواره یکی از دغدغه های بشریت بوده.

نظریه شما رو در مورد عشق خوندم ولی یه ایرادهایی به این نظریه وجود داره

شما گفتید عشق سه ضلع داره :

  1. شوق رسیدن به معشوق و دلتنگ شدن وقتی او را نمی بیند

  2.  تعهد

  3.  لذت در کنار هم بودن

آقای اشترنبرگ اما سرگذشت من با این نظریه شما چندان انطباقی نداره

دروغ چرا!  اولین عاشق  واقعی ام فقط همان شوق و دلتنگی بود  نه تعهدی و نه صمیمیتی  ...  زمان گذشت و  عاشقی تمام شد. بعد از آن دیگر شوق و دلتنگی هم به کلی محو شد  و رفت !

عشق های بعدی نه شوقی داشت و نه با خوشی باهم بودن و شاید با عقده خوشی شروع شد و هنگامی که تمام شد دیگر آن را هم نمیخواستم

اما آقای اشترنبرگ عزیز!  اون عشق آخری هیچیک از این سه ضلعی رو که شما بر شمردین نداشت . اصلا علاقه ای بهش نداشتم نه شوری نه صمیمیتی و نه تعهدی ... همین جوری سر راهم سبز شد و بنای مراوده با منو گذاشت .اولش بهش بی اعتنایی کردم

 ولی بعد از مدتی که به اجبار باهاش ارتباط داشتم  ....  بطرز عجیبی مهرش  در دلم نشست و بهش دلبسته و حتی وابسته شده بودم اونقدر که وقتی نمی دیمش شدیدا دلتنگش می شدم .... بهش تعهد هم داشتم و بسیار هم با او صمیمی بودم حتی یه بار همه حقوقم رو بهش دادم که بره برای خودش خرید کنه و اونو به دیدن خانواده ام بردم

نمی دونم نظرات شما در مورد عشق و عاشقی ؛ عیب و ایرادی داره یا من آدم غیر طبیعی هستم ؟!

 

.............م.ت 24 مهرماه 1396 –

*استراتبرگ روانشناس معاصر آمریکایی که نظریه مثلث عشق رو حدود 31 سال پیش یعنی حوالی سالهای 1986 ارائه کرده است .

 

 

 

 

/ 0 نظر / 34 بازدید