چگونه عقاید مخالف را تحمل کرده و به دیگران احتران بگذاریم ؟

چگونه عقاید مخالف را تحمل کرده و به دیگران احتران بگذاریم ؟

 

از همین ابتدا این نکته را یادآوری کنیم که : «تحمل نظرات مخالف ، هنری است که باید آن را یاد گرفت»  

وقتی تسامح و تساهل یادگرفتنی باشد پس باید به دوران کودکی برگردیم ... خانواده – کودکستان – دبستان و دبیرستان و در انتها دانشگاه و محل کار ... همه اینها مکان های هستند که باید محلی برای آموزش و تمرین تحمل کردن دیگران باشد .

چنین فردی با چنین روش تربیتی  فردی تک بعدی و متعصب است که تنها  حرف خود را مبنا قرار می‌دهد و برای نظرات و عقاید دیگران کوچکترین اهمیتی قائل نیست و به هیچ وجه توانایی پذیرش عقاید مخالف را ندارد و این  دقیقا ریشه در شخصیت و کودکی شخص دارد . به این جهت است که آموزش تحمل عقاید دیگران و احترام به نظرات مخالف را باید از همان اولین سالهای زندگی شروع کرد .

 

اما اینکه در هر  جامعه افرادی زندگی می کنند که آراء و نظرات متفاوتی دارند و سلیقه و طرزفکرشان متفاوت است کاملاً طبیعی است چون افرد از نظر ژنتیک – تربیت – محیط زندگی – نوع آموزشی که می بینند و بسیاری موارد دیگر با هم تفاوت دارند و اینکه چنین افرادی نظراتی متفاوت داشته باشند امری عادی است . ولی امر غیر عادی این است که ما به عنوان یک شهروند تاب تحمل این آراء متفاوت را نداشته باشیم و بخواهیم خودرای عمل کنیم .

تک تک افراد جامعه یکسان نیستند و  یک خط فکری را دنبال نمی‌کنند و هر چقدر این تنوع بیشتر باشد  وجود چندگانگی و تضاد فکری بین افراد یک جامعه بیشتر و شدید تر است ولی این تفاوت طرز فکر به خودی خود نه تنها چیز بدی نیست بلکه حتی می تواند مفید هم باشد و به تنوع زندگی کمک کند .

 

 مثلا معماری را در نظر بگیرید. اگر زمین و مصالح در اختیار افراد قرار دهید هیچ دو نفری یک نقشه و ساختمان واحد را نخواهند ساخت و هرچقدر طرز فکر و سلیقه افراد متفاوت تر باشد این تفاوت در معماری هم شدیدتر است ! از این روست که می گویند معماری تبلوری از طرز فکر افراد است . همین تنوع را در مورد خرید ماشین و انتخاب همسر و دوست و شغل و رشته تحصیلی و خیلی مشکلات دیگر وجود دارد . همین تنوع فکر و سلیقه است که باعث شده است این همه تنوع و گوناگونی در زندگی ما وجود دارد .

در جوامع عقب مانده که روشهای تعلیم و تربیتی درستی ندارند و ساختار خانواده همچنان سنتی و غیر علمی است این گوناگونی عقاید و آراء ( که شوربختانه اغلب هم عقاید خرافی و غیر منطقی هستند) باعث بروز خشونت و درگیری و بسیاری مشکلات عدیده دیگر می شود .

 

در اینجا سعی کرده ام به ریشه یابی این موضوع بپردازم که چرا اغلب مردم ما تاب تحمل عقاید مخالف را ندارند و همیشه خود را محق می دانند و حتی احتمال هم نمی دهند که ممکن است دچار خطار و لغزش شده باشند ؟! این همه خود بینی و خودرایی از کجا سرچشمه می گیرد ؟ آیا ریشه در تعلیم و تربیت نادرست دارد ؟ آیا می توان با آموزش و تمرین و ممارست ؛ این مشکل را حل کرد ؟

 

  1. اهمیت سالم بودن محیط خانواده : وقتی فردی در خانواده ای رشد کرد که مدام از طرف پدر و مادر مورد سرکوب واقع شده است و به روشی مستبدانه با او رفتار شده باشد و مدام در معرض خشونت و زورگویی واقع شده است و هیچ فرصتی برای ابراز عقیده نداشته است نتیجه اش این می شود که فرد در بزرگسالی همین رفتار را کم و بیش در پیش می گیرد. یعنی در رفتار و بینش چنین فردی جایی برای تحمل و شنیدن نظرات دیگران وجود ندارد . چون چنین چیزی را آموزش ندیده است ! در مقابل پدر و مادر لازمست که با بچه های خود به مدارا و ملایمت رفتار کنند و از رفتارهای خشن و مستبدانه با بچه ها خودداری کنند.

  2. جلسات بحث و مناظره : لازم است به مناسبت های مختلف جلسات بحث و مناظره بین بچه ها ترتیب داده شود تا نظر و دیدگاههای خود را در مورد موضوعات مختلف بیان کنند و  به نظرات دیگران هم گوش دهند و آموزگار هم بعنوان داور و مجری این مناظره باشد و بر اجرای مناظره نظارت داشته باشد و بگذارد هر یک از افراد به نوبت حرف بزنند. تضارب آراء و عقاید باعث می شود که افراد یاد بگیرند که دیگرانی هم هستند که نظرات و دیدگاههای به مراتب بهتر از آنان دارند و حقیقت متکثر است و نزد یک فرد نیست .

  3. آموزش گوش دادن : گوش دادن هنری است که باید آموخته شود بچه ها باید یاد بگیرند که درست به حرفهای طرف مقابل گوش دهند . برای این کار لازم است که از کودکان خواسته شود که به یک فایل صوتی یا حرفهایی دیگر بچه ها بدقت گوش دهند و از آنها بخواهید که منظور طرف مقابل را به روشنی بیان کنند . این روشی برای تمرین گوش کردن دقیق است . مهارتی که فقدان آن در بزرگسالی باعث بروز مشکلات فراوانی می شود .

  4. حرف زدن ملایم : گاهی خشونت ممکن است در لحن حرف زدن هم خودش  را نشان دهد بچه ها باید یاد بگیرند بدون داد و فریاد و خیلی ملایم و بدون داد و بیداد کردن مخالفت خود را بیان کنند یا جواب حرفهای دیگران را بدهند . این حرف زدن ملایم می تواند جلوی خیلی از خشونت های فیزیکی و لفظی را بگیرد.

  5. خودداری از دشنام : به بچه ها باید یاد داد که اقدام به فحاشی نکنند حتی اگر طرف مقابل به آنها فحش داد . واکنش تندی نشان ندهند و یا سکوت کنند و از کنار موضوع رد شوند .

  6. رعایت ادب و احترام : بچه ها باید یاد بگیرند که همواره به دیگران با احترام رفتار کنند و به هیچ وجه از جاده ادب و نزاکت خارج نشوند ورفتاری مودبانه داشته باشند همین  رفتار مودبانه واکنش مودبانه طرف مقابل را بدنبال خواهد داشت .

  7. خودداری از پیشداوری : پیشداوری و قضاوت در مورد دیگران ؛ اغلب باعث می شود که واکنش های نامناسبی را از خود نشان دهید. داوری کار قاضی است که وظیفه اش داوری است و تخصص دارد و برای این کار حقوق می گیرد !

  8. ذهن خوانی نکنید : وقتی شما سعی می کنید که ذهن طرف مقابل را بخوانید و برمبنای آن تصمیم گیری کنید اغلب این ذهن خوانی غلط باعث می شود که برخورد غلطی هم داشته باشید. بهترین کار این است که وقتی شک دارید از خودشخص بپرسید که هدف و منظورش چیست ؟

  9. صبر و بردباری : بچه ها باید یاد بگیرند که سریع واکنش نشان ندهند. همیشه کمی تامل کنند و بعد پاسخ دهند یا واکنش نشان دهند. گاهی اصلا نباید هیچ واکنش نشان دهند . به مصداق  آن گفته مشهور : جواب ابلهان خاموشی است و تعداد این ابلهان در جامعه ما کم نیست !

  10. سکوت : از قدیم گفته اند اگر سخن گفتن مس یا نقره باشد سکوت طلاست . بسیاری از مناقشات و مشکلاتی که ما در برخورد با دیگران داریم از همین حرف زدن ها و گفتگوهای بیحاصل ناشی می شود . اینها از همان حرفهایی هستند که مولوی می گوید : چون برسی به کوی ما .... خاموشی است خوی ما ... زانکه ز گفتگوی ما گرد و غبار می رسد!

 

.............. محمد توکلی - شنبه 11 آذرماه 1396 – ممکو

/ 0 نظر / 87 بازدید