از سری یادداشتهای آنسوی خانه پدربزرگ ( آنسوی پرچین ها )

دسر dassar =دستاس=  وسیله ای برای آرد کردن گندم = آسیاب دستی  

از سری یادداشتهای آنسوی خانه پدربزرگ ( آنسوی پرچین ها )

دو تا سنگ گرد که روی هم قرار دارند به قطر تقریبی حدود 50 سانتی متر که سنگ بالایی دسته ای دارد برای گرداندند روی سنگ زیرین و سوراخی در این سنگ بالایی وجود دارد که جو و گندم و هر چیزی که قرار است آرد شود به داخل این سوراخ ریخته می شود و وارد فضای دو سنگ شده و آرد می شود

در قدیم برای تهیه آرد گندم در خانواده های عشایری و بعضی از روستاهای کوچک از این روش استفاده می شد تا نوبت به آسیاب های دیزلی رسید هر چند قبل از آن هم آسیاب های آبی بزرگ وجود داشته که نمونه هاش در اغلب روستاهای ایران بوده و حتی در عصر ساسانیان در شوشتر از آب رودخانه برای چرخاندن این آسیاب های بزرگ استفاده می شده است

در روستای پدر بزرگ در مسعود آباد ( کرت = kert ) ابتدای آسیابهای آبی وجود داشته که من موفق به دیدن آن ها نشدم وقتی من بچه بود نوعی آسیاب بود که خود دهاتی ها به آن آسیو برقی  یعنی آسیاب برقی می گفتند ! ولی برقی در کار نبود بلکه این آسیاب با یک موتور دیزلی کار می کرد . احتمالا این عبارت برقی در مقابل عبارت آبی بوده که چون این ها بادیزل کار می کردند و نیاز به آب نداشتند و حالت خودکار داشتند به برقی معروف شده بودند

هرچند حالا دیگر نه از آن آسیاب های آبی خبری هست و نه حتی از آسیاب های برقی ! الان اغلب مردم روستای مسعود آباد به شهرهای بزرگ و از جمله تهران کوچ کرده اند و اندک افرادی هم که هنوز در روستای باقی مانده اند نیازی به آسیاب ندارند چون گندمی برای آرد کردن ندارند ! اگر اندکی هم گندم تولید کنند آن را به سیلوهای دولتی می فروشند و خودشان نان آماده را از شهر می خرند ! حتی این روزها لازم نیست زحمت رفتن به شهر را هم به خودشان بدهند ... در همان روستایی نانوایی هست که می شود نان آماده را از آنجا خریداری کرد ....

دیگر از آن بوی دلپذیر نان که در کوچه پس کوچه های مسعود آباد می پیچید و هوش از سر هر رهگذاری می برد و هوس نان گرم و تنوری خوردن و آن گرده های خوشمزه را می کرد دیرزمانی است که از کوچه های روستا و خانه های آجری آن به مشام نمی رسد ... !  اینها فقط در خاطره و ذهن افراد چون من باقی مانده است ...

............1 شهریورماهذ 1396 – ممکو محمد توکلی

/ 0 نظر / 17 بازدید